اندازه سن و سالش نمینویسد اما بعید میدانم رییس جمهور نشود. (علیرضا بندری)
|
من كی ام؟
صدرا امانی ام!
چند روز پس از پذیرش قطعنـــامه در آخـرین ســـــال دفـــاع مقدس به دنیــــا آمدم. اعنی 26 تیرماه 67. به همین دلیل در خـانواده معروف به فرزند صلحم! هر چند همیشه در حال جنگم! [] دبیرستـان رشته علوم و معــارف اسلــــامی خواندم. الــان هم دانشجوی علوم حدیث هستم. هر دو انتخابم را لطف او می دانم. [] نوشتن را دوست دارم. بهترین وسیله است برای نمایش درونم. [] همين. از قول ديگران
* مطلبآقایزائریدر«النهار»
* بوسيدن دست مادر از دور * برسد بهدست هنگامهقاضيانی * صدرا امانی و عليرضاجان! * صدرا امانی و سيد پويان! * صدرا امانی و مادربزرگش! * مدرسهای كه میرفتيم! * آخرين افشين! * آدم بايد تازه شود! * امام جمعه * ما همه مون مثل همیم! * همه دروغ میگوييم! * اگراهلدرديد،اينرابخوانيد!!! * VIWIO یک مینیبلاگ * سرمقالههای مجله جديد * شماره سوم جديد چاپ شد تمام پیوندها همه شان
را دوست دارم
استاد محمود امجد محمود احمدی نژاد محمد رضا زائری رضا اميرخانی محمدرضا اسدزاده حسين دهباشی سيد علی ميرفتاح شهاب مرادی يونس شكرخواه محمد باقر تهرانی شيخ مهدی خداجويان كوروش عليانی محمد رضا دوستمحمدی علیرضا بندری حسين وحدانی حمید رضا داداشی احسان رضایی مسعود دهنمكی مسعود احمدوند محی الدين شيخالاسلامی روح الله رجایی كامران نجفزاده سيد مرتضی توكلی شاهرخ ناظمی رضا ظريفی سيد محمد فخار سيد وحيد موسوی محمد جماعت محمد اشعری رضا صيادی مهدی ملكپور وحيد ظريفی حسام الدين مقدسزاده سيد كميل باقرزاده * شمرشناسی * * سحرآويختگان * * قرار شبانه * * پراكندهگویی يك مجاهد * * جایی برای نوشتن * * اينجا جمكران * * پت و مت بندری * * چهارستاره مادربزرگ * * سقاخانه دل * * دو كلمه حرف حساب * * دلنوشته های يك 83 ای * * نشانه * * وتر * * مشق شب * * نفسانيات يك من * * انتخاب دهم *
|
اين مطلب نمی توانست عنوانی داشته باشد! | شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 | اینحكایت هیچربطی بهماهی كه درش هستیم ندارد، ولی بهخدای این ماه چرا! به غفلتیكه گرفتارش شدهایم چرا! به اصولیكه فراموششان كردهایم چرا! به رفاقتهاییكه از دست دادهایمشان چرا! به دلهاییكه شكستهایمشان چرا! و به همهی آنچیزهایی كه از یاد بردیمشان از جمله رحمت او چرا!. همين. شیخ [ابوسعید ابوالخیر] همراه با جمعی از مریدانش در راهی میرفتند. ناگهان ندایی از عرش آمد كه: ایشیخ! میخواهی آنچه از تو میدانیم با خلق بازگوییم تا جملگی آدمیان سنگسارت كنند؟ شیخ [ابوسعید] پاسخداد كه: بارالها! خواهی آنچه را از دریای بیكران رحمتت میدانم با خلق بازگویم تا كسی عبادتت نكند؟ از عرش ندا اینچنین بازآمد كه: ایشیخ! نهاین و نهآن! اینماه زیبا و عزیز نهیكبار، نهدوبار، نهچندهزاربار كه چند بینهایتبار تهنيتتان باد. امام زمانی در کار نیست، لطفا دعا نفرماييد! | شنبه هفدهم شهریور 1386 | این یادداشت از نوشتههایوبلاگی دوستمهربانم «سیدپویانحسینپور» عزیز است. با اینكه خیلیوقت میشود كه ندیدهمش ولی همان چند گپوگعدهای كه باهم داشتیم مرا كافی بود كه دوستش داشتهباشم. حسابی هم دوستش داشتهباشم! من با «سیدپویانحسینپور» عزیز ممكن است همانند همه آدمهای سالمو ایضنمعقولدیگر اختلافنظر داشتهباشم ولی دراینجا حرفی زده كه منطقی و البته بسیار هم دردآور است. دردیكه برخلاف اعتقاد خیلیها دوا و درمان دارد ولی مثلاینكه هنوز هم از سپردهشدن به دست دكتر میترسیم. تفصیلاش بماند برایبعد.
بسم الرب الشهداء. انتظار فرج یعنی بست نشستن و غصه هجران خوردن. یعنی چشم چرانی کردن و شب تا به سحر حسین حسین گفتن و نماز صبح قضا شدن و هر ماه رمضان الهی العفو بلغور کردن. یعنی هر غلطی خواستی بکن، اما محرم که رسید، مشکی بپوش و از هیئت الرضا به هیئت المحمود و آخر شب هم به هیئت المنصور برو. یعنی آقا بیا. اما اگر آمدی، خیلی با من کاری نداشته باش. یعنی من دوست دارم یار تو باشم، اما نه حالی دارم، نه حوصله تجهد و نماز شب و کمی رعایت تقوایی. امام زمان هم همان است که سوار بر اسب سفید است و در جزیره خضرا نشسته تا هر دوشنبه و پنجشنبه، نامه اعمال من و تو را، بر او عرضه کنند و او اول دل سير بگرید و سپس از خدا بخواهد تا مارا به واسطه همان هیئت الزرشک، ببخشد. باقی ساعات و ایام هفته هم، متصل به غصه خوردن بر تمام مصیبت های 1400 ساله شیعیان نشسته است. وقتی هم اگر باقی بماند، و خدا هم اجازه داد، گه گداری به هیئت های ما سری می زند و مریضی شفا می دهد و دختری به خانه بخت می فرستد و پسری به دختری می رساند و... ظهور هم یعنی شب که خوابیدی، فردا صبح همان اسب سوار چشم و ابرو مشکی و زیباروی، قیام کرده و در عربستان هل من ناصر سر می دهد. 313 نفر هم از طبقات عرش، سوار بر سفینه های فضایی آخرین سیستم، سریع و سیر خود را به او رسانده و دمار از روزگار همه bad man های تاریخ، در خواهند آورد و حکومتی از نوع عدالتخواه و مهرورز و اصولگرا تشکیل خواهند داد. جامعه مهدوی هم یعنی جایی که درس نخواندی هم نخواندی، به درک. در عوض حسین حسین را با یازده نوع مختلف از قبیل حوسین، حیسین،حتین،حین و... سکسکه می کنی. یعنی همان جا که گلها همه سنبل و بلبل ها مدام به غزل خوانی مشغولند. همه دخترها محجبه، همه پسرها محاسن بلند، همه پدرها اهل نماز شب کسب رزق حلال، همه مادرها مخالف سرسخت غیبت و خاله زنک بازی. بعدالتحریر : عید همگی مبارک! فقط اینکه با اوضاع ذکر شده در بالا، لطفا نه وقت خود را تلف کنید و نه بر سر مردم شیره بمالید! امام زمانی در کار نیست. لطفا دعا نفرمایید! یازهرا(س). پا نویس من: 1- شاید اگر كسیدیگر اینحرفها را میزد آسانتر در نیتخیرش شك میكردم ولی همان اندازهای كه اینسیدنازنین را میشناسم بس است برای اينكه باوركنم درد را چشیده و حالا دارد فریاداش را میزند. 2- سیدجان! خدا به همهمان صبر بدهد. |
سلام عليكم
موضوعات
قبلا چی گفتم؟
تیر 1387
خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 امکانات
|
Copyright © 2007 All Rights Reserved by sadraamani.Blogfa.ir