تبليغاتX
.: پرواز تا ناکجا آبادها :.

اندازه سن و سالش نمی‌نویسد اما بعید می‌دانم رییس جمهور نشود. (علیرضا بندری)

من كی ام؟
صدرا امانی ام!
چند روز پس از ‏پذیرش قطعنـــامه در آخـرین ســـــال دفـــاع ‏مقدس به دنیــــا ‏آمدم.
اعنی 26 تیرماه 67.‏
به همین دلیل در خـانواده ‏معروف به فرزند صلحم!
هر ‏چند همیشه در حال جنگم!‏
[]
دبیرستـان رشته علوم و ‏معــارف اسلــــامی خواندم.
‏الــان هم دانشجوی علوم ‏حدیث هستم. هر دو انتخابم ‏را لطف او می دانم.‏
[]
نوشتن را دوست دارم. ‏
بهترین وسیله است برای نمایش ‏درونم. ‏
[]
همين.
از قول ديگران
همه شان را دوست دارم

از او و برای او - قسمت دوم

| جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 |

مصائب وارده:‏

فاطمه(سلام‌الله‌علیها)‏‎ ‎درعمركوتاهش با مصائب‌بسیار مواجه‌شد، مصائبی بودند كه اگر بركوه وارد می‌آمدند آنها را ازهم میپاشاندند. ما را توان ‏آن نیست كه مشكلات و مصائب او را لیست كنیم ولی به عنوان ذكر مورد چند نمونه را معرفی میكنیم:‏

 

دستبرد به حرمتها:

فاطمه‏(سلام‌الله‌علیها)‏‎ ‎ مظلومه است از آن بابت كه بحرمت او دستبرد زدند و شأن او را كه آنهمه مورد سفارش و توصیه پیامبر(صلی‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) بود نادیده گرفتند و كار به جائی رسید كه مسعودی مینویسد: «در را بر فاطمه‏(سلام‌الله‌علیها)‏‎ ‎ انداختند، او را بین در و دیوار فشردند، محسن او را سقط كردند، شوهر او را به زور وادار به بیعت كردند.»

...

 

آتش‌زدن در خانه او:

این هم مسئله دردناكی برای فاطمه(سلام‌الله‌علیها)‏‎ ‎ بود كه به در خانه‌اش آتش افروختند و این امر توسط عُمر انجام‌شد. سخن این است كه برای بردن علی(عليه‌السلام) به مسجد به او پیام فرستادند، علی‏(عليه‌السلام)‏ اطاعت نكرد، بار دیگر هم او را خواستند نرفت و برای بار سوم عُمر بهمراهی جمعی آمد، با هیاهویی كه دم‌به‌دم نزدیكتر میشد كه این خانه را با اهلش آتش میزنم، - پرسیدند حتی اگر فاطمه‏(سلام‌الله‌عليه)‏ در آن باشد؟ گفت آری و ... – الباقی را از زبان فاطمه(سلام‌الله‌علیها)‏ بشنویم:

  

فجمعُوالحَطب الجَزَلَ عَلی بابی،

بر در خانه‌ام هیزم و خاشاك آوردند؛

 

و آتوا بالنّار لیُحرقُوهُ و یَحُرقُونا،

آتش آوردند كه آن را شعله ور سازد و ما را بسوزانند؛

 

فَوَقعْتُ بعَضادَةِ الْباب،

من درآستانه در قرارداشتم؛

 

وَنا شَدْتُمُ بالله و باَبی اَن یكّفُوا و یَنْصُروُنا،

آنها را قسم‌دادم به‌خدا، و به‌پدرم كه دست از ما بردارند و به‌دادمان برسید؛

 

فَاخَذ عُمَر السَوْط مِن یَدِ قُنفُذ مَولی ابوبكر،

عمر تازیانه را ازدست قُنفذ غلام ابوبكر گرفت؛

 

فَضَرَبَ به عَلی‏‏ عَضُدی حتّی صار كالدِمْلج،

آن را بر بازویم زد، چنان‌كه كبودشد؛

 

و رَكَل الباب برجله فَردّهُ عَلَیَّ و انا حامِلٌ،

لگد محكمی بر در زد و آن را بر رویم انداخت در حالیكه حامله‌بودم؛

 

فسَقَطْتُ بوجهی،

به رو در خاك‌افتادم؛

 

والنار تسْعُرُ و یسْفَح فی وَجهی،

آتش زبانه می‌كشید و چهره‌ام را داغ‌میكرد؛

 

فیَضْرُ بُنَی بیده حَتّی اِنتثَر قِرَطَی مِنْ اُذُنی،

مرا چنان سیلی‌زد كه گوشواره‌ام از گوشم فروافتاد؛

 

فَجاءنی الْمُخاض فَاسْقَطْتُ محسناً بغَیر جُرم،

درد زایمان مرا گرفت و محسنم را بدون جرم سقط كردم.

 

ضربات قُنفذ:

جریان آتش‌افروزی عُمر را گفتیم و ضربات وارده بر فاطمه‏(سلام‌الله‌علیها)‏‎ ‎ را برشمردیم. در اینجا سندی دیگری نقل میكنیم كه در رابطه با قُنفذ است. او از آزادشدگان مكه بود كه بعدها بعنوان كارگزار عُمر سرگرم كار شد. عُمر در یكی از اقدامات نصف اموال همه كارگزاران خود بسبب خیانتی كه از آنها دیده بود مصادره‌كرد، ولی این امر را درباره او انجام‌نداد. حتی بیست هزار درهمی را كه از او ستانده‌بود به او بازپس‌داد.

علی‏(عليه‌السلام)‏ بعدها میفرمود این اقدام و طرز برخورد عُمر بخاطر تقدیر عُمر از ضربات تازيانه‌ای بود كه به بازوی فاطمه‏(سلام‌الله‌عليها)‏ زد و آن را متورم‌ساخت.

آری، او در خوان‌نعمت پیامبر(صلی‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) بزرگ و آزاد شده‌بود ولی برای حفظ شرایط و موقعیت خود آن رذالت را از خود بروز‌داد.

... .

 

 

پی‌نوشت:

1- این مطلب قسمت بسیار كوتاهی از فصل «مظلومیت های فاطمه» در كتاب «در مكتب فاطمه(سلام‌الله‌علیها)»‏ نوشته دكتر علی قائمی است.

2- در رسم الخط كتاب هيچ تغييری ندادم. برای همین شاید خواندن سرهم كلمات كمی سخت باشد. می‌بخشيد ديگر.

۳- قصد داشتم درباره خلفای راشدین و حواشی این موضوع مطلبی بنویسم كه می گذارمش برای بعد. مقدمه چینی حسابی لازم دارد و البته چيزهای ديگر!

۴- و نكته‌ای خیلی‌كوتاه عرض‌كنم و بگذرم. به‌نظر نگارنده بیان حقیقت و آن چه «ماجرا» و «ماوقع» است اگر درست و بدور از تعصبات مطرح شود بسیار مفیدتر و موثرتر از بسیاری از رفتارهای غیراخلاقی و غیرشرعی ما خواهدبود. همین.

۵- این روزها و شب‌ها دعا كنید این برادرتان عاقبت به‌خیرشود.

نوشته [صدرا امانی] در موضوع [ .: آن چه خوانده ام :. ]
سلام عليكم
موضوعات
قبلا چی گفتم؟
امکانات

Copyright © 2007 All Rights Reserved by sadraamani.Blogfa.ir