تبليغاتX
.: پرواز تا ناکجا آبادها :.

اندازه سن و سالش نمی‌نویسد اما بعید می‌دانم رییس جمهور نشود. (علیرضا بندری)

من كی ام؟
صدرا امانی ام!
چند روز پس از ‏پذیرش قطعنـــامه در آخـرین ســـــال دفـــاع ‏مقدس به دنیــــا ‏آمدم.
اعنی 26 تیرماه 67.‏
به همین دلیل در خـانواده ‏معروف به فرزند صلحم!
هر ‏چند همیشه در حال جنگم!‏
[]
دبیرستـان رشته علوم و ‏معــارف اسلــــامی خواندم.
‏الــان هم دانشجوی علوم ‏حدیث هستم. هر دو انتخابم ‏را لطف او می دانم.‏
[]
نوشتن را دوست دارم. ‏
بهترین وسیله است برای نمایش ‏درونم. ‏
[]
همين.
از قول ديگران
همه شان را دوست دارم

همانند سازی خدا در آزمایشگاه دنیا

| سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385 |

مقدمه اول:

مدتی بود تصمیم گرفته بودم ننویسم تا بلکه آن ها که کارشان نوشتن است و از این راه نان می خورند – حلال و حرامش به من مربوط نیست! – بنویسند.

ولی دیدم در منطق رندان تک خوری جایز نیست و من هم با آن ها همراه شدم.

ولی نان خشک ما کجا و کباب سلطانی آن ها کجا؟ - دوباره تاکید می کنم حلال و حرامش به من مربوط نیست! - .

 

مقدمه دوم:

نوشتن این مطلبی که خواهید خواند خیلی برایم آب می خورد. دقیقا مثل مطلب قبلی که همین طور شد.

این مطلب مطمئنا مزه زیر دندان خیلی ها را تلخ می کند. باید هم تلخ بکند. پس از این همه مدت که با سکوتمان شیرین کامشان کردیم بگذارید این دفعه خودمان باشیم و نقش بازی نکنیم!

قرار است که درباره « چند خدایی » بعضی از ما ها بنویسم. بخوانید و قضاوت به عهده شما!

 

اصل مطلب:

کمی که فکر کنیم می بینیم که در زندگی خودمان به انواع و اقسام خدا ایمان آورده ایم الا آنی که باید. این حرفی که می زنم چیز جدیدی نیست اما آن قدر در حال گسترش است که احساس ترس می کنم. از آن روزی می ترسم که در وجود خداوند هم شک کنیم و در جواب خداوند بگوییم: اِ ... شما!؟ نمی شناسم.

***

در زندگی دنیای مدرن گرفتار چیزهایی شده ایم که به این بدبختی دامن می زند. البته این را بگویم که ترکیب دنیای مدرن با فرهنگ ایرانی – فکر کنید معنای فرهنگ عوض شده! – ملغمه ای شده است که ما را هر روز از آن چه باید به سویش برویم دور می کند.

مقتضیات دنیای امروزی بالاخص با ورود به عصر ارتباطات که حریم خصوصی افراد به منزله حریم عمومی دیگران به شمار می آید و باعث شده در انتخاب هایمان اشتباه کنیم. یکی از همین اشتباهات « چند خدایی » است. آن قدر در کار و شغل هایمان غرق می شویم که حتی حاضر نیستیم لحظاتی را به آن که صاحب وقت ماست اختصاص بدهیم.

«کار» برای ما خداست. «زن» و «زندگی» برای ما خداست.  «پول» و «شهرت» و «محبوبیت» برای ما خداست.

خلاصه باید برای خود خدایی را «انتخاب» کنیم. این که کدام خدا بهتر است به انتخاب خودتان. انتخاب سختی است. نه؟

بهترین و ساده ترین استدلال که هم به کمک بزرگان دین می آید و هم کودکان کوچه و بازار را راضی می کند٬ داستان حضرت ابراهیم (علیه السلام)  است. ابراهیم (علیه السلام) در جواب خورشید پرستان – این هم یک نوع خدا! – گفت:

«... انا لا احب الآفلین...».

من خدایی را دوست دارم که از بین نمی رود! باقی و مانا است! به قول خودمانی تر آن خدایی را می پرستم که هر وقت دلم گرفت صدایش کنم و او همراه ناله های تنهایی من بشود.

 

بعد التحریر:

خواستم خیلی جدی نتیجه گیری کنم و بگویم : «بلاخره این چنین است که ...» ولی دیدم این کار من نیست. این نتیجه گیری ها کار آن هایی است که با مقدمات دیگران مطلب می نویسند و بدون این که به روی مبارک بیاورند زیر مطلب دیگران را به نام خود امضا می کنند.

نوشته [صدرا امانی] در موضوع [ .: روز نوشت :. ]
سلام عليكم
موضوعات
قبلا چی گفتم؟
امکانات

Copyright © 2007 All Rights Reserved by sadraamani.Blogfa.ir