تبليغاتX
.: پرواز تا ناکجا آبادها :.

اندازه سن و سالش نمی‌نویسد اما بعید می‌دانم رییس جمهور نشود. (علیرضا بندری)

من كی ام؟
صدرا امانی ام!
چند روز پس از ‏پذیرش قطعنـــامه در آخـرین ســـــال دفـــاع ‏مقدس به دنیــــا ‏آمدم.
اعنی 26 تیرماه 67.‏
به همین دلیل در خـانواده ‏معروف به فرزند صلحم!
هر ‏چند همیشه در حال جنگم!‏
[]
دبیرستـان رشته علوم و ‏معــارف اسلــــامی خواندم.
‏الــان هم دانشجوی علوم ‏حدیث هستم. هر دو انتخابم ‏را لطف او می دانم.‏
[]
نوشتن را دوست دارم. ‏
بهترین وسیله است برای نمایش ‏درونم. ‏
[]
همين.
از قول ديگران
همه شان را دوست دارم

حرفی برای امثال خودم!

| جمعه هفدهم آذر 1385 |

 

مقدمه:‏

 

خودم یک عالم حرف داشتم. ولی آنها را نگه داشته ام برای وقتی دیگر. ‏

‏***‏

با ناصر فیض در مراســـم شب خاطره حوزه هنری آشنا شدم. بعدها شعر ها و نوشته هایش را پی می گرفتم تـــا این که در بین شعرهایش که ‏خیـــلی با آنها حال می کنم این شعر را دیدم.‏

‏***‏

برای امثال «خودم» یک دنیا حرف داشتم. برای کسانی که «حداقل» در ظـــاهر بـا من یکی اند.‏

به جای «سلام» می گــــویند «سلام علیکم»؛ نماز «اول وقتشان» هیچ وقت ترک نشده ؛همیشه «تسبیح» دست می گـــــیرند و «ذکر» می ‏گویند؛همیشه دست به خیربودنشــان سقف آسمان را «پاره» کرده... .‏

‏... در زیــــــارت «عاشورا» به یزید «لعن» می دهند و در «زندگی» به امــام حسین (علیه السلام)!‏

وقتی بــا این افـــــراد می نشینم و حرف می زنم احســاس می کنم که سنگینی سختی من را فـــرا گرفته که تا وقتی ترکشان نکرده ام این ‏سنگینی همـــراهم بوده است.‏

این حرف هـــا را نزدم که خودم را از میان آنها بیرون بکشم وادعا کنم تافته ای جدا بــافته از آنها هستم.چون در «بین» شان بودم و با آنها  ‏‏«زندگی» کرده ام. ‏

ولی یک چیز را ادعـــا می کنم، اینکه حتی اگر گــــاهی اوقات از آنها جدا نبوده ام هیچ وقت علـــاقه ای به بودن با آنها نداشته و ندارم. حتی ‏اگـــر «نفرتم» را ظــــــاهر نکرده ام و نکنم....‏

‏***‏

نوشته هــایـــم مزه تــلــخ می دهد. ببخشید. هر چه سعی می کنم، تــلـخی ها خودشان را بیشتر از شیرینی ها به من نشان می دهند.‏

‏***‏

بخوانید و حــال کنید. بخـــوانید و فکر کنید به امثـــال من. حتی اگــر این مثل بودن ظـــــاهری باشد... .‏

‏ ‏

‏ ‏

اصل مطلب:‏

 

در هـر نـهـــاد شهر قـوم و خــویش دارد

ده خـــانه ی نـــاچـیـز در تـجــریش دارد

 

بـا زهد و تقوا ارتباطش، ای بدک نیست

یـــک خــانه هم در انــزوای کــیـش دارد

 

هر جا که برجی می شود آماده ساخت

او نـیـز ده واحــد خــریــد از پــیــش دارد

 

نزدیک منــبــر می نشینــد در مســاجد

مغزی پــر از افـــکــــار دور انـــدیش دارد

 

تــا مـلـک هــایش آسمـــانی تر بمــانند

از شش جـهـت بر بـــام آنهــا دیش دارد

 

این گـرگ را از بنده بهتــر می شنـاسید

هـر چند یک عــالــم لبـــاس مـیش دارد

 

بــا مــا نـدارد هیچ توفیــری به ظـــــاهر

جـز آنــکـــه قدری اختــــــلاف ریش دارد

 

موخره:‏

‏ ‏

چــــقدر کم هستند در این دوره و زمانه کسانی که «این گونه» حرف بزنند و چقدر کم ترند کسانی که به «ذره» ای از آن حرف ها عمل کنند!‏

نوشته [صدرا امانی] در موضوع [ .: روز نوشت :. ]
سلام عليكم
موضوعات
قبلا چی گفتم؟
امکانات

Copyright © 2007 All Rights Reserved by sadraamani.Blogfa.ir